گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره
پیوند عاشقانه ماپیوند عاشقانه ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره
زهرا خانومیزهرا خانومی، تا این لحظه: 2 سال و 20 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

مامان هستم متولد ۶۳. امیدوارم شاد سالم و صالح باشین

سرماخوردگي بابا و علي جون

بابا مرتضي و علي هردوتايي سرما خوردند .بابا ديشب خيلي تب داشت ، همش سرفه ميكرد . دوباره امروز وقت دكتر گرفتم تا بابا بره . ديشب ساعت 3.30 تا 4.45 دماي بدن بابا را با يخ هم كه شده پايين آمد . خدارا شكر علي بهتره . ديشب شلغم درست كردم كه بابا صبح بخوره شايد بهتر بشه. علي كوچول هم خيلي شلغم دوست داره . كاش غذا هم مثل همين شلغم ميخورد . اللهم اشف كل مريض ...
20 آذر 1391

معجزه عسل و دارچین

معجزه عسل و دارچین عسل و دارچین علاوه بر آنکه در زمره خوراکیهای خوشمزه هستند،درمانگر بسیاری از بیماریها نیز می باشنداز جمله : درمان بیماری قلبی : مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان بمالید و به طور منظم در وعده صبحانه میل کنید .این روش در کاهش کلسترول ،جلوگیری از بروز حمله قلبی ،تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است . از بین بردن اثر خارش نیش های حشرات : مخلو طی از یک سهم عسل ،۲ سهم آب ولرم و یک قاشق چایخوری پودر دارچین را روی قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید قرار دهید خارش ودرد در عرض یک یا دو دقیقه فروکش میکند . جلوگیری از ریزش م...
9 آذر 1391

عكس گرفتن علي

ديشب داشتم از علي عكس ميگرفتم ،همش ميگفت مامان بده منم ازت عكس بگيرم . گوشي را دادم دستش عكس بگيره . گوشي را يه كم اين ور اون ور كرد ديد منو تو صفحه نميبينه .يه دفعه گفت مامان سرتو بيار رو زمين فقط فرشو ميبينم .
9 آذر 1391

شيرين زباني علي

ديشب ميخواستم سالاد درست كنم متوجه شدم سس سفيدمون تمام شده. به علي گفتم به بابا مرتضي زنگ بزن بگو بابا سس سفيد بخره.علي گفت :نه مامان سس سفيد دوست ندارم ، سس قهوه اي ميخوام . اين قدر بامزه گفت كه رفتم پيشش ، يه عالمه بوسش كردم .
9 آذر 1391

محرم 91

محرم با همه شور حسيني آمد . علي جان با آمدن محرم به دنبال طبل و زنجيرش ميگشت تا در هيئت به همراه بابا شركت كنه . روز جمعه من با علي رفتيم محموداباد .در آنجا مراسم علم گرداني بود. شنبه و يكشنبه هم علي با دايي و بابا مرتضي رفتند هيئت . ...
8 آذر 1391
1